*این پست حاوی الفاظ نصف و نیمه رکیک بوده. اگر روحیه حساسی دارید صفحه رو ببندید.

خارجکی حرف بزنیم. هوا امروز واقعا gloomy هست. تاریک و افسرده کننده.

دارم حس می کنم چقدر نیاز به هوای آفتابی دارم. متاسفانه با اینکه خونه مشکل نور نداره از بابت پنجره هاش، اما نور مستقیم دریافت نمیکنم.

حرفای پست قبلو یادداشت کردم و زدم رو دیوار اتاقم. دقیقا جلوی چشمم. پست جرات کن رو میگم

امروز باز جلسه بود و من نمیدونستم باید از کاری که در طی این مدت انجام دادم یه ارایه کوتاه داشته باشم. کوتاه یعنی سی دقیقه :) اما خوب. جمع و جورش کردم و فکر میکنم بد نبود.

یه کتاب از کتابخونه گرفتم که یه بخشاییش دقیقا مرتبط با کار منه. منتها یه دانشجوی از خدا بی خبر دیگه ای، زیر جملاتی که دوست داشته با خودکار خط کشیده و من که از یه برنامه تو گوشیم برای تبدیل عکس به ورد استفاده می کنمو دچار مشکل کرده و باید چند بار بخونم تا بفهمم کدوم خط مشکل داره. فکر کنم اگه تایپ کنم سریعتر حل میشه کارم تا اینکه متنو اسکن کنم.

دانشجوی عزیز،

اهل هرجای دنیا که هستی بخاطر آسیب به اموال عمومی در درجه اول و بعد مشکل کردن کار من، U are so donkey.

کتاب کتابخونه رو ننویس.