امروز برای کاری باید زنگ میزدم چند تا کلینیک. دو تاشون جواب دادن و برای سومی پشت خط موندم. خواستم همزمان که داره آهنگ پخش می شه مقاله بخونم. اما چون خیلی میرم تو بحر (شایدم بهر؟) کار، با صدای ضبط شده ای که وسط آهنگ نوبت منو اعلام میکرد، هر دفعه از جا می پریدم. با خودم گفتم نه درس خوندن فایده ای نداره. پا شدم خونه رو تمیز کنم. ظرفامو شستم، سینک و گازو برق انداختم. روی کابینتارو دستمال کشیدم. خونه رو جارو و طی کشیدم. رفتم اتاق تخت و لباسارو مرتب کردم و همچنان پشت خط بودم.

داشتم به این فکر میکردم که این اجنبیا کارشون خیلی درسته. با اینکه پشت خط میمونی، ولی آخرش میدونی که جواب میدن و برات وقت میزارن. تو همین حین تا نوبت من شد، صدای ضبط شده گفت که تعداد تماسا زیاده و نمیتونیم جواب بدیم و قطع کردن. بعد یک ساعت پشت خط موندن.

خواستم بگم تا چیزی نتیجه نداده ازش تعریف نکنید.